پنج شنبه ٢٨ تير ١٣٩٧
 


    سه شنبه ٥ اسفند ١٣٩٣

    

   نگاهي به چند فيلم جشنواره فجر امسال

      

   

 

«علیرضا رضاداد» -دبیر جشنواره‌ی سی و سوم- راست می‌گوید اوضاع فجر سی و سوم به طرز مشکوکی آرام است. مخصوصاً اینکه عده‌ای که فکر می‌کردند انتقادها به جشنواره‌ی فیلم فجر سیاسی است، حالا نمی‌توانند این آرامش را تحلیل کنند و نمی‌توانند بفهمند که اگر انتقادی هست، این انتقاد با کیفیت فیلم‌های نمایش داده شده در فجر سی و سم ارتباط مستقیم دارد. نمی‌توانند احتمالاً درک کنند که اگر فیلم بدی نمایش داده شود، انتقاد کردن رسانه‌ها –به ویژه آنها که نسبت‌شان با سینما فراتر از نسبت مدیر روابط عمومی یک فیلم با عوامل آن فیلم است- یک امر طبیعی به شمار می‌رود  متعاقباً اگر فیلم بدی نباشد، همه چیز در آرامش سپری خواهد شد. چنانکه تا الان به جز یک فیلم غیراخلاقی و تابوشکن، آثار دیگر بیشتر به واسطه‌ی کندی ریتم و خنثی بودن مضامین مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

بنابراین تا روز چهارم، جشنواره‌ی سی و سوم فجر، فعلاً جشنواره‌ی کم حاشیه‌ای بوده است و از همین رو باید گفت اینجا برج میلاد، فعلاً همه چیز نه به طرز مشکوکی، که طبیعتاً آرام است. اگر بعضی‌ها بگذارند.

 

 

 

دوران عاشقی (علیرضا رئیسیان)؛ همان همیشگی

 

ایده‌ی اصلی فیلم این است که خانم وکیل خبره‌ای با پرونده‌ای مواجه می‌شود که نسبت مستقیمی با زندگی مشترک خودش و همسرش دارد و باید روی آن قضاوت کند. خب، شاید تا اینجای کار، ایده‌ی فیلم قابل اعتنا باشد. اما مشکل اینجاست که اولاً تا فیلم به این نقطه‌ی شکل‌گیری ایده برسد حدود 45 دقیقه طول می‌کشد و انواع و اقسام مراجعین به این دفتر وکالت رجوع می‌کنند تا بعد از دیدن کلی مشکل طلاق و تغییر جنسیت و خشونت علیه زنان و صیغه و ...، بالاخره فیلم برود سر اصل مطلب و قصه آغاز شود. اما مشکل بزرگتر این است که از اینجا به بعد، اصلاً این چالش شکل نمی‌گیرد که بحرانی ایجاد شود و دقیقاً از نقطه‌ای که این پرونده‌ی خانوادگی به دفتر این وکیل می‌رسد و او متوجه می‌شود که سرنوشت این پرونده با زندگی خصوصی خودش گره خورده است، اصلاً وکیل بودن او فراموش می‌شود و فیلم به هر جایی سرک می‌کشد الا دادگاه و دفتر وکالت و بحث‌های کیفری و حقوقی! بالاخره هم پرونده با خوبی و خوشی و با گذشت –که ظاهراً تم اصلی فیلم هم هست- ختم به خیر می‌شود.

 

بنابراین مخاطب در پایان فیلم از خود می‌پرسد که اگر قرار بود این پرونده اصلاً چالش بیرونی در زندگی این وکیل ایجاد نکند و از حد یک کشمکش درونی فراتر نرود، خب اصلاً چرا «لیلا حاتمی» نقش یک وکیل را در این فیلم بازی می‌کند؟ اصلاً از این پتانسیلی که در قصه وجود داشت که یک وکیل میان زندگی شخصی خودش و وجدان کاری‌اش گیر می‌کند، چه استفاده‌ای شده است؟

 

واقعیت این است که سرتاسر «دوران عاشقی» بوی تکرار و کم‌حوصلگی کارگردان را می‌دهد. بوی کلیشه‌؛ «لیلا حاتمی» همان «لیلا حاتمی» همیشگی آرام و باوقار و درون‌گراست که از فرط تکرار آن، در این پرسوناژ کلیشه شده است. «پرویز پورحسینی» همان «عزت الله انتظامی» فیلم «چهل سالگی» است که قرار است پیام فیلم را فریاد بزند. «شهاب حسینی» و سایر بازیگران نیز، اصلاً فروغی در نقش خود ندارند. همان طور که فیلمنامه نویس با نوشتن انبوهی شعار و پیام‌های اخلاقی نخ نما شده، کم فروغ که نه، بی‌فروغ ظاهر شده است. کارگردان هم که همان «همیشگی» است. با همان ضعف‌ها و همان ایده‌های مثلا شبه‌روشنکفرانه‌ی تکراری. راستش «دوران عاشقی» فیلم غیرمنتظره‌ای نبود. از «رئیسیان» همین فیلم انتظار می‌رفت.

 

 

 

مستند «فیه مافیه» (صادق داورفر)؛ حکایت نشدن!

 

یکی از مخاطبین بعد از خروج از سینما، حرف خوبی می‌زد. می‌گفت مستند حکایت نشدن است و این باعث شده تا کار از رمق بیفتد! پربیراه هم نمی‌گفت. ولی با این حال، «فیه ما فیه» مستند گرمی است و راش‌های خوبی دارد. شاید این سوژه‌ را –مشکلات فیلمسازی درباره‌ی روحانیت- نمی‌شد بهتر از این ساخت. اگر مشکلی هم هست، بابت سوژه‌ی فیلم است که می‌خواهد نشدن را حکایت کند. اینکه مستندسازی رفته درباره‌ی روحانیون مشهوری چون حضرات آقایان «جنتی»، «قرائتی»، «شیخ حسین انصاریان» و ... مستند بسازد و نشده است.

 

حسن نیت مستندساز در خیلی از بخش‌های کار مشهود است و همین باعث شده تا موضوع فیلم از حالت یک درد –درد رابطه‌ی نامساعد روحانیون با عالم تصویر- تبدیل به طعنه و کنایه نشود. اما به هر حال، کار دچار تشتت لحن و مشکل داستانی است و اگر نبود برخی راش‌ها و تصاویر بکر مستندساز این روحانیون مشهور، کار به یک اثر کاملاً خسته‌کننده تبدیل می‌شد. شاید بزرگترین کارکرد این مستند همین باشد که روحانیون آن را ببینند.

 

 

 

«بدون مرز» (امیرحسین عسگری)؛ مستعد اما مخاطب گریز

 

«بدون مرز» در نگاه نخست، از استانداردهای موسسه‌ی آوینی به عنوان تهیه‌کننده‌ی فیلم –که با آثار فاجعه‌باری چون «گام‌های شیدایی» شناخته می‌شد- بسیار بالاتر است. اما فیلم درخشانی نیست. مشکل «بدون مرز» این است که هیچ چیزش اصل نیست. گاه سکوت و ریتم فیلم پهلو به آثار «امیر نادری» می‌زند، گاه گره‌گشایی آن به سکانس‌هایی از فیلم «باران مجیدی» شباهتی غیرقابل انکار می‌یابد (آنجا که پسر کارگر ایرانی با دیدن گیسوان در حال شانه شدن دختر افغان، برای اولین بار پی به هویت زنانه‌ی باران مردپوش می‌برد) و گاه در نیمه‌ی پایانی اثر، می‌شود یکی از همین فیلم‌هایی که سرباز آمریکایی در آن از حضور در عراق اعلام برائت می‌کند. چیزی مثل «بدرود بغداد».

 

البته از حق نباید گذشت که قدرت کارگردانی «عسگری» در سرتاسر فیلم مشهود است و پرداخت و فضاسازی سکانس‌ها و بازی بازیگران کودک، بالاتر از سطح یک کارگردان فیلم اولی است، اما با این وجود فیلم به شدت ضد مخاطب و ضد قصه و کند است و از همین رو، نمی‌توان برای آن آینده‌ای فراتر از یکی دو جایزه‌ی بین‌المللی متصور شد. در واقع، «امیرحسین عسگری» با وجود اینکه چهره‌ای به شدت مستعد و دغدغه‌مند نشان می‌دهد، اما فعلاً در انتخاب روش فیلمسازی‌اش، ترجیح داده تا به سمت فیلمسازی جشنواره‌ای به جای فیلمسازی برای مردم طی مسیر کند.

 

نگرانی وقتی بیشتر می‌شود که معمولاً تجربه نشان می‌دهد نمی‌شود میان مضامین سینمای متعهد و فرم شبه‌روشنفکرانه‌ و جشنواره‌پسند، تجمیعی ارائه داد. بنابراین، باید به زودی منتظر انتخاب «امیرحسین عسگری» ماند. کارگردان خوش‌استعدادی که شاید بتواند برای مردم هم قصه روایت کند.

 

 

 

«عصر یخبندان» (مصطفی کیایی)؛ ادامه‌ی مسیر درست فیلمسازی کیایی

 

سال پیش در همین ایام نوشته بودیم که «مصطفی کیایی» بر خلاف خیلی از کارگردانان هم‌نسلش، در مسیر درست فیلمسازی قرار دارد. حالا «عصر یخبندان» تاییدی است دوباره بر همین گزاره. فیلمسازی که برای مخطاب فیلم می‌سازد، اما به او با شوخی‌های نازل فیلمفارسی یا روایت‌های بالیوودی باج نمی‌دهد. ضمن اینکه آثارش در ضمن ملتهب بودن، خنثی نیستند و در ضمن تلخ بودن، سیاه و افسرده نیستند و در ضمن منتقد بودن، اپوزوسیون‌مأب نیستند.

 

حسن نیت «مصطفی کیایی» آنجا عیان می‌شود که در تلخ‌ترین لحظات فیلمش و در اوج درام، لحظات کمدی غیرمبتذل خلق می‌کند تا بر خلاف مد افسردگی این روزهای سینمای ایران، ثابت کند که به ذائقه‌ی مخاطب ایرانی که چندان تلخی مداوم را برنمی‌تابد، احترام می‌گذارد. او از تلخی‌ها می‌گوید، از پدیده‌ی آقازادگی، بی‌عدالتی‌های جامعه، اما مخاطبش را با انبوهی از عقده‌ها و گره‌های حل نشده در پایان فیلم تنها نمی‌گذارد؛ بلکه احساسات برانگیخته شده‌ی او را در پایان تخلیه می‌کند. گیریم که عدالت مد نظر او، عدالت فردی است که قهرمان بنابر تشخیص خودش آن را نسبت به آقازاده‌های مملکتش اجرا می‌کند و کاری به کار قانون ندارد. اما مسئله اینجاست که همین دغدغه‌ی اجرای فردی عدالت هم در سینمای اجتماعی ایران نایاب شده است و باید همین رویکرد را هم در آثار «کیایی» ستود. چرا که در غالب آثار اجتماعی این سال‌ها، مشتی انسان منفعل قرار دارند که شدیدترین بحران‌ها هم آنها را به سمت قدم برداشتن به سوی عدالت، تحریک نمی‌کند. آنها سرنوشت تیره و محتوم خویش را پذیرفته‌اند و باوری به تغییر آن و امید به بهبود اوضاع ندارند. اما کاراکترهای فیلم‌های «کیایی» ناامید و جبرگرا نیستند و تا آخرین لحظه برای بهبود سرنوشت خودش تلاش می‌کنند.

 

از طرفی، «عصر یخبندان» نمونه‌ای از آثاری است که می‌توان نوع پرداخت آن به موضوع «خیانت» را الگویی برای سایر فیلم‌های علاقه‌ند به این موضوع حساس دانست. زن در فیلم به همسرش خیانت می‌کند و در پایان، نه از مسیرهای شعاری طی شده که اتفاقا از یک مسیر دراماتیک جذاب و قابل باور، به ورطه‌ی پشیمانی و «غلط کردم» قدم می‌گذارد و فیلمساز هم راه را برای بازگشت او باز می‌گذارد. در واقع خیانت در فیلم از حد «مزه‌»‌ی درام بودن به سطح «مضمون» شدن نزدیک و تقبیح می‌شود.

 

ریتم «عصر یخبندان» نیز بر خلاف معمول اثار امسال، تند و پر از افت و خیز داستانی است و مخاطب را خسته نمی‌کند؛ گرچه گاه سطح دخالت عنصر اتفاق در فیلم، مخاطب را می‌آزارد که این از مشکلات فیلمنامه‌ی «کیایی» است. علاوه بر این، فیلم چند باری به پایان می‌رسد، اما انگار کارگردان با پرگویی دوباره قصد دادن اطلاعاتی را دارد که بسیاری از آنها، زائد است. به خصوص کات زدن به ماجرای کانکسی که در آن مواد مخدر صنعتی تولید می‌شود و بعد رساندن آنها به خانه‌ی عسل (سحر دولت‌شاهی) که چند دقیقه‌ای وقت فیلم را می‌گیرد، حاوی هیچ افزوده‌ی داستانی بااهمیتی نیست.

 

به هر حال، «عصر یخبندان» قطعا مورد توجه آنهایی که به سینمای غیرخنثای مصلح و امیدوارانه علاقه دارند، قرار خواهد گرفت. به خصوص که فعلاً سوزن «کیایی» روی آقازاده‌ها گیر کرده و تقارن نمایش این فیلم با ماجرای جنجالی دادگاهی یکی از آقازاده‌ها، می‌تواند حواشی فرامتنی زیادی برای فیلم ایجاد کند.

 

 

 

«تا آمدن احمد» (صادق صادق دقیقی)؛ فیلمسازی انفرادی

 

مشکل «صادق دقیقی» و مادرش «پروانه مرزبان» که دلسوزانه و دغدغه‌مندانه درباره‌ی دفاع مقدس فیلم مستقل می‌سازند و سختی‌های پرشمار این مسیر دشوار را بر خود هموار می‌کنند، این است که احتمالاً در فیلمسازی قائل به کار انفرادی هستند؛ و اگرنه به جای اینکه خود یک سوژه‌ی بکر و برگرفته از واقعیت را این چنین با نوشتن فیلمنامه‌ای پرایراد هدر دهند، با سپردن کار به فیلمنامه‌نویسان مطرح‌ و حرفه‌ای، اثر درخشان‌تری خلق خواهند کرد. مشخص نیست دلیل این همه اصرار برای اینکه این مادر و فرزند هم فیلمنامه را بنویسند و هم خودشان فیلم را بسازند  و هم خود آن را تدوین کنند، چیست. هر چند که «تا آمدن احمد» تا همین جا هم فیلم آبرومندی است، اما خب اصلاٌ فیلم خوبی نیست.

 

جلوه‌های ویژه‌ی فیلم و استفاده از پرده‌ی آبی، یکی دیگر از جلوه‌های احتمالاً همکاری انفرادی این مادر و فرزند زحمتکش سینمای ایران است که از فرط ضعف، گاه باعث خنده‌ی مخاطب می‌شود. گرچه ردپای نبود بودجه را هم می‌شود در این ماجرا جستجو کرد، اما با این حال، مخاطبی که پای این فیلم یا هر فیلم دیگری می‌نشیند، کاری به این پیش‌فرض‌ها ندارد. او فیلم خوب می‌خواهد و «تا آمدن احمد» به علت ضعف فیلمنامه، استفاده از بازیگران بد، جلوه‌های وِیژه‌ی تأسف‌آور و مجموع این عوامل، این انتظار را برآورده نمی‌کند.

 

فارغ از این‌ها، موقعیت داستانی فیلم «تا آمدن احمد» از دقیقه‌ی ده تا دقیقه‌ی هشتاد فیلم یکی است و اصلاً داستان پیش نمی‌رود. نه بحرانی، نه گره‌ی خاصی و نه حتی لحظات جذابی! هیچ کدام به مدد بازی به شدت بد «افسر اسدی» و باقی بازیگران در فیلم جا نمی‌افتد.  حالا اگر مخاطب از دقیقه‌ی هشتاد به بعد را با فیلم همراهی کند، احتمالاً تا حدی غافلگیر خواهد شد و قصه را پیگیرتر دنبال خواهد کرد. ولی چه می‌شود کرد که مخاطبان سینمای ایران این روزها حوصله‌ی هشتاد دقیقه همراهی با یک فیلم کم قصه را ندارند.

 

باید تلاش صادقانه‌ و مجدانه‌ی «صادق صادق دقیقی» و مادرش در پایبندی به سینمای مستقل دفاع مقدس را ستود و ابراز امیدواری کرد که فیلم بعدی این جوان فیلمساز، به مدد مشاوره‌های بهتر و عدم اصرار بر نوشتن فیلمنامه، فیلم بهتری باشد.

 

 

 

 

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




قابل توجه
سریعترین خودروی جهان + تصاویر
یادداشت دانشجوی دانشگاه رازی درباره اکران «حرام‌زاده‌های بی‌شرف»؛
نگاهی به سریال «کیمیا» ساخته جواد افشار
ماجرای فیتیله ای که پایین کشیده شد
نشست هم اندیشی ویژه استادان دانشگاه برگزار گردید
كتابي با عنوان كتاب "آقازاده عزيز"
انجمن اسلامی دانشجویان برگزار میکند:
اکران فیلم دربند در سینما بهمن
کرسی آزاد اندیشی با موضوع تفکیک جنسیتی در دانشگاهها، دوشنبه 11/9/92
جزئیات آزمون دکتری ۹۳/ از ضرایب دروس تا اعلام نتایج
برگزاری مسابقه کتابخوانی "باکاروان آفتاب"
بیماری نادر در حیوانات + تصاویر
مراسم قرعه کشی عمره دانشجوئی دانشگاههای استان چهارمحال و بختیاری در تالار شهید مطهری دانشگاه شهرکرد برگزار گردید
ثبت نام عمره دانشجوئی
آمریکا نزد ملت‌ها منفورترین قدرت جهان است/ همه گزینه‌ها روی میز باشد؛ چه غلطی می‌خواهند بکنند؟
ثبت نام هفدهمین دوره مراسم "ازدواج دانشجویی" آغاز شد.
غم و شادی، همیشه با هم!
عکس/ دختر سید حسن خمینی
جدول/ قیمت انواع موبایل در بازار
دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان با نوای جانسوز میثم مطیعی
استراتژی جدید غرب در مواجهه با ایران
نگاهی به معادلات جدید منطقه /چرا اخوان افول کرد ؟
هزینه‌ها و درآمدهای دانشگاه احمدی‌نژاد
عزیزم بهترين فيلمي که تو عمرت ديدي چي بود؟
آيا تجربه توزيع لامپ كم‌مصرف ارزان قيمت را نمي‌توان در مورد شيرآلات مدرن تكرار كرد؟
همه فوتبالیست ها در الهیه، فرشته و فرمانیه!
جریان های انحرافی در دولت های بعد از انقلاب؛ «مشارکت» برای براندازی نظام!
خرافه‌های عروسی در کشورهای دنیا
حجاب برتر دختر ورزشکار ایرانی؛ درخشان‌تر از مدال نقره بازی‌های آسیایی
احمدی نژاد هم رجعت می‌کند؟
نکاتی برای ورود به ماه رمضان از زبان آیت الله قرهی؛ از هم حلالیّت بطلبیم
آغاز جداسازي اينترنت از اينترانت خانگي
عقدکنان دو مجری معروف در جماران + تصاویر
روایتی از حضور رهبر انقلاب در منطقه آغشته به آلودگی شیمیایی+عکس
نامه تهیه‌کننده برنامه سحرگاهی شبکه دو سیما به فرزاد جمشیدی
طنز/ از تبليغ تلويزيون‌در نود تا رنگ‌مو در زنده‌باد‌زندگي
روحانی در همایش افق رسانه:این انتخابات تمام شبهات درباره مشروعیت نظام را پاسخ داد/ نقش رهبر انقلاب بی‌بدیل بود
چگونه نوه مسيحي قيصر روم، مادر امام زمان(عج) شد؟
همه آنچه در جریان ترور آیت‌الله خامنه‌ای گذشت
ورود روزانه 16 هزار پرونده به قوه قضائیه/ سرقت جرم نخست کشور
نامه‌ عجیب فرزاد جمشیدی درباره شایعات پیرامونش!
جدیدترین آهنگ حامد زمانی به نام «ما ایستاده ایم»
حجه الاسلام قرائتی: هیچ کاندیدایی نمی‌گوید قرآن درباره مشکلات اقتصادی چه می‌گوید!
واقعا حجاب مهم است؟
شعور و معرفت در هستی به روایت یک دانشجوی امریکایی
٨توصیه شهاب مرادی برای دختران مجرد در سن بالا
عکس هایی از عجیب ترین عمل پیوند صورت +18
زینب (س)، مادر تمام مصیبت ها
اسرائیل در جولان منتظر همان پاسخی باشد که در جنوب لبنان گرفت
هفت روز از فداكاري آتش‌نشان تهراني گذشت؛ اين سطل آب يخ لازم بود تا حواسمان بيايد سر جايش
تعرفه‌های پزشکی بخش خصوصی در سال ۹۲ اعلام شد
حضرت روح الله از استقامت برای پیشرفت می گوید
دكتر سعيد جليلي در كنفرانس خبري خود در استانبول: حق غنی‌سازی اورانیوم یک اجماع ملی در ایران است
پاسخ به سوالات شرعی و شبهات مذهبی
ناگفته های احمدی مقدم از حوادث 88
توهین جدید خواننده هتاک به مقدسات!
دعای زیبای ماه رجب
سنگ تمام احمدی نژاد برای مشایی
«خرس بزرگ» بر پیراهن پرسپولیس!
عیادت سرزده احمدي‌نژاد از یک بازیگر+ عکس
کمبود داروهای بیهوشی دلایل پشت‌پرده دارد
پادكست شنيدني درباره اعتكاف
هتک حرمت وهابیت به مرقد سومین مرد مسلمان تاریخ
تروریست‌های سوریه مرقد چه کسی را نبش قبر کردند؟
شعر / این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست