چهارشنبه ٠٥ تير ١٣٩٨
 


    شنبه ١٩ مهر ١٣٩٣

    

   طراحی لباس اسلامی، پروژه‌ی فرهنگی یا اقتصادی؟!

    نقدی بر سیاست‌گذاری‌های دولت‌ها در خصوص طراحی لباس  

   

 

نقدی بر سیاست‌گذاری‌های دولت‌ها در خصوص طراحی لباس؛

یکی از دغدغه‌ها و مسائلی که در چند سال اخیر مورد توجه مسئولین، توده‌ی مردم، اندیشمندانِ حوزه‌ی فرهنگ و حتی فعالین اقتصادی دغدغه‌مند نسبت به فرهنگ قرار گرفته، مسئله‌ی پوشش است. فراگیر شدن این توجه در دولت اصلاحات بود؛ یعنی زمانی که ما خود را بیش از پیش در وضعیت «تهاجم فرهنگی» یافتیم. وضعیتی که در آن گویی چیزی در حال نشان دادن قدرت خود در ایجاد تغییرات ناخواسته و نامطلوب به ما بود.

یک دهه‌ی اخیر در کشور شاهد پیدایش و رشد سیاست‌گذاری­های حکومتی در خصوص طراحی لباس و پوشش بوده­ایم. این سیاست­ها قرار بود با تربیت نیروی متخصص و حمایت اقتصادی دولتی از آن­ها، به وضعیت پوشش در جامعه‌ی ما سروسامانی بدهد. یادداشت پیش رو سعی خواهد داشت با بررسی گذرا به وضعیت طراحی لباس اسلامی-ایرانی، یک چارچوب تحلیل و دریچه‌ی نگاه ویژه­ای ارائه دهد که از طریق آن، بتوان نگاه نوتری به وضع موجود خودمان در حوزه‌ی لباس داشته باشیم و همچنین تحلیل مناسب‌تری از وضعیت و کارکرد پروژه­های طراحی لباس اسلامی به دست آوریم.

آنچه گذشت...

یکی از دغدغه­ها و مسائلی که در چند سال اخیر مورد توجه مسئولین، توده‌ی مردم، اندیشمندانِ حوزه‌ی فرهنگ و حتی فعالین اقتصادی دغدغه­مند نسبت به فرهنگ قرار گرفته، مسئله‌ی پوشش است. در جامعه‌ی معاصر ما فراگیر شدن این توجه در دولت اصلاحات بود؛[1] یعنی زمانی که ما خود را بیش از پیش در وضعیت «تهاجم فرهنگی» یافتیم. وضعیتی که در آن گویی چیزی در حال نشان دادن قدرت خود در ایجاد تغییرات ناخواسته و نامطلوب به ما شده بود. چیزی که فی‌الواقع پیش‌تر از طریق توسعه‌ی اقتصادی در لایه­های پنهان ریشه دوانده بود و با پیگیری‌های دولت وقت درباره‌ی فضای باز مدنی و سیاسی، توسعه‌ی تکنولوژی­های ارتباطاتی و توسعه‌ی واردات، امکان این تجلی برایش بیشتر شده بود. این وضعیت داشت ظواهر زندگی سنتی‌مان را با شدت و سرعت بیشتری تغییر می­داد. به همین علت، ما در آن زمان خطر فراگیرتری نسبت به گذشته برای هویت ایرانی و اسلامی خود حس کردیم و این توجه ویژه منجر شد کارشناسان، صاحب‌نظران و حتی هنرمندان و تولیدکنندگان پوشاک به صرافت مقابله با وضعیت پیش‌آمده برآیند و دست به عمل بزنند.

آنچه در شرایط مذکور مورد توجه و تحلیل قرار گرفت، لایه‌ی هویتی بود. فرضی که شکل گرفت این بود که هویت و فرهنگ ما به‌واسطه‌ی ورود لباس­های خارجی مورد تهدید قرار گرفته است. این امر که جوانان ما نیاز به تنوع و تکثر و تجربه‌ی فضای جدیدی دارند، بدیهی و مطلوب پنداشته شد و تنها مشکل این‌گونه تعریف شد که به‌جای اینکه ما نیاز جوانانمان را براساس فرهنگ ایرانی-اسلامی پاسخ دهیم، دیگری یعنی غرب آن را براساس فرهنگ خود پاسخ داده و لذا مشکل پوشش رخ داده است. براساس این نوع آسیب‌شناسی، راه‌حلی تحت عنوان «مقابله و رقابت با بازار غرب» ارائه گردید. پیگیری و عملیاتی کردن این راه‌حل با چند سیاست‌گذاری آغاز شد:

اولین مسائل خود را در اولین گام‌ها، یعنی وضع سیاست‌ها و به‌اصطلاح زیرساخت‌سازی‌ها نشان داد. از نوع تأمین نیروی انسانی ماهر گرفته تا ورود وزارت ارشاد، یعنی اصلی‌ترین متولی حکومتی فرهنگ اسلامی-ایرانی، به پروژه‌ی مدسازی! لباس‌های اسلامی طراحی‌شده در ابتدای کار از سمت بازار مصرف‌کننده‌ها پس زده