صفحه اصلی"ارسال نظرات"هفته نامه خاتم"خواندنی ها"بروشور
پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
اخبار > جریان های انحرافی در دولت های بعد از انقلاب؛ «مشارکت» برای براندازی نظام!
 


    يکشنبه ٢٣ تير ١٣٩٢

     مجموعه روند حضور جریان انحرافی دولت خاتمی

   جریان های انحرافی در دولت های بعد از انقلاب؛ «مشارکت» برای براندازی نظام!

    به بررسی جریان های انحرافی در دولت مهندس موسوی و هاشمی رفسنجانی پرداختیم. اما سخن گفتن از جریان انحرافی در دولت اصلاحات هم کار مشکلی است و هم کار آسانی. چرا که از یک طرف مجموعه اقدامات انجام گرفته در این دولت مثنوی هفتاد من کاغذ است که در چندین جلد کتاب می گنجد و از طرفی آسان است چرا که تا حدی این خلا برطرف شده و کتاب ها و مجلدات و مقالات زیادی برای آشنایی با دولت خاتمی و اطرافیان وی و اقداماتشان به رشته تحریر در آمده است. ما در این مقاله سعی می کنیم مجموعه روند حضور جریان انحرافی دولت خاتمی در قدرت را تشریح کنیم. 

   

پوست اندازی چپ سنتی به چپ مدرن!
دولت خاتمی به نوعی ریشه در جریان انحرافی دولت موسوی داشت که تا حدی به اصول و مبانی خود در چارچوب نظام وفادار مانده بود اما به محض پیروزی خاتمی چنان ظرفیتی از سمت آنان آزاد شد که خود مجمع روحانیون و بزرگان جریان چپ را به سراشیبی مخالفت و معاندت با نظام کشاند. قالب همفکران و تیم اطراف رئیس جمهور منتخب زمینه اولیه تحصیلاتی شان فنی و مهندسی بود اما با دور بودن از قدرت به سوی علوم انسانی گرایش یافته و به تحصیل و تحقیق در آن پرداختند. بیشتر آن ها حول محور شخصیت هایی همچون عبدالکریم سروش محملی برای بازسازی فکری و اجتماعی خود پیدا کردند. علاوه بر مجمع روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در سال 70 دوباره با تلاش های بهزاد نبوی و محمد سلامتی بازسازی و احیاء شد، حاصل تلاش آن ها در تربیت نیرو از سه مرکز متفاوت بود که بطور غیر مستقیم بهم مرتبط بودند.

حلقه کیان: این حلقه که منشعب از نویسندگان کیهان فرهنگی بود، سال 69 توسط عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، علوی تبار، اکبر گنجی و... با انتشار ماهنامه کیان و همکاری با دیگر مجلات روشنفکرانه به تولید محتوا و مقولات معرفتی در تعارض با مبانی معرفتی شیعه و مباحثی از کلام غرب همچون پلورالیسم، هرمنوتیک، تجربه نبوی و... برای مقابله با اندیشه و تفکر اصیل اسلامی و تشکیک در اعتقادات مردم بود. عبدالکریم سروش بعنوان استاد و پدر خوانده محفل کیان در ترجمه و انتقال مفاهیم جدید غربی با رنگ و لعاب اشعار مولوی و تفکر غزالی، در تلفیق افکار مدرن غربی و آموزه های اسلامی سنگ تمام گذاشت!

مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری: این مرکز درسال 68 برای ساماندهی توسعه سیاسی در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی شروع به کار کرد. شاخص ترین بخش این مرکز معاونت سیاسی بود که افرادی همچون حجاریان، علوی تبار، عباس عبدی و مجید محمدی در آن فعالیت داشته و پروژه هایی برای توسعه سیاسی دنبال می کردند.

دانشجویان اعزامی به غرب: حلقه دیگر 2500 دانشجویی بودند که در دوران هاشمی رفسنجانی برای تحصیل در دوره دکترا به کشورهای انگلستان،کانادا، استرالیا و فرانسه اعزام شده بودند. حمیدرضا جلایی پور بعنوان دانشجوی دکترا در دانشگله لندن سروش را به انگلستان دعوت میکند و وی به مدت 6 ماه برای آن ها جلسات بحث و گفت و گو می گذارد. از دیگر این افراد می توان به محسن میردامادی و محمدرضا خاتمی اشاره نمود.

بالفعل شدن انحراف: تاسیس حزب مشارکت ایران اسلامی!
جمعی از فعالان ستادهای سیدمحمد خاتمی پس از رخداد دوم خرداد که عمدتا از نزدیکان و دوستان وی بودند، با هدف حداکثر بهره برداری از فرصت بدست آمده و با سوار شدن بر موج حاصل از بیست میلیون رای ملت ایران و نشستن بر سر سفره دوم خرداد پی ریزی و تشکیل یک حزب سیاسی را دنبال کردند که "حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی" نام گرفت. محمدرضا خاتمی دبیر کل اول حزب مشارکت در مصاحبه ای با روزنامه همشهری در 22/10/1378 این گونه تحلیل فوق اذعان می کند که: هدف اصلی از تشکیل جبهه مشارکت ارائه ی برنامه هایی بود که به نوعی همه ی بیست میلیونی که به آقای خاتمی رای دادند احساس کنند می توانند در این تشکیلات وارد شوند. بنابراین ما یک حوزه رای بسیار گسترده از فعالیت اجتماعی را برای خود تعریف کردیم. سعید حجاریان تئوریسین و استاد جنگ روانی حزب مشارکت در جایی از محمد خاتمی درخواست می نماید که رهبری این حزب را بر عهده بگیرد ولی خاتمی در جواب حجاریان می گوید:( من نمی خواهم هم رئیس جمهور باشم و در عین حال رئیس اپوزیسیون هم باشم.)

در راه مجلس ششم!
گذشته از اتفاقات آشوب هایی که از همان ابتدای دولت  خاتمی در ضربه زدن به نظام شکل گرفت همچون سخنرانی  13 آبان 76 منتظری، قتل های زنجیره ای، واقعه 18 تیر و کوی دانشگاه، ترور سعید حجاریان و... که همگی نیاز به بررسی مفصل دارد، اولین اقدام جریان انحرافی مشارکتی ها پس از فتح شوراها حضور در مجلس ششم بود. حزب مشارکت اکثر کرسی های مجلس ششم را به دست آورد و در 7/3/79 مجلس اصلاحات پس از تدبیر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) و از طریق صدور حکم حکومتی ایشان مبنی بر عدم ابطال انتخابات شهر تهران افتتاح شد. تخلفات حوزه انتخاباتیه تهران به عنوان یک رسوایی در علمکرد اصلاح طلبانی که مدعی تقلب در انتخابات88 بودند به ثبت رسید. این تخلفات گسترده شامل( مغایرت تعداد تعرفه ها و برگه های رای، وجود آرایی که دارای مهر نظارت نیستند، آرایی با دو خط، مغایرت تعداد آرای مردم داخل صنودق با بازشماری مجدد فقدان فرم که باید داخل صندوق باشد، پارگی لفاف صندوق ها، نبودن لاک و مهر بر روی برخی از صندوق ها) بود. از دیگر معضلات اصلاح طلبان در این دوره ثبت نام آیت الله هاشمی رفسنجانی و رای آوردن وی بود. برغم اینکه خاتمی پیروزی خود را تا حد زیادی مرهون تلاش های کارگزاران و هاشمی رفسنجانی بود اما حضور سرلیست جریان راست در مجلسی که می خواست از حاکمیت و نظام عبور کند خوشایند نبود. لذا  اقدام به ترور شخصیت وی نمودند. جوخه های ترور در دست مطبوعات و روزنامه نگارانی همچون عبدی و گنجی بود.

ما حصل ترشحات ذهنی افرادی همچون اکبر گنجی نوشتن دو کتاب به نام های (تاریکخانه اشباح) و (عالیجنابان سرخپوش و عالیجنابان خاکستری) بود. این پروژه برای این بود که ماجرای قتل های زنجیره ای را به گردن هاشمی رفسنجانی بیندازند و بگویند: قتل ها از دوران وی شروع شده است. اتهاماتی همچون عامل ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر، مخالف توسعه سیاسی، قاتل آزادی بیان و... تنها گوشه ای از اتهامات علیه رفسنجانی بود و اوج این فعالیت های تخریبی در حدی بود که در طی یک هفته تبلیغات مجلس ششم هر تهرانی به طور متوسط روزانه سه مقاله علیه هاشمی و پنج شایعه تازه و اتهام جدید در مورد وی و خانواده اش شنیده بود. اما پس از پیروزی هاشمی در تهران به عنوان نفر سی ام شبهه افکنی در آرای هاشمی و اتهام تقلب در انتخابات به نفع وی در دستور کار جدید جوخه های ترور شخصیت هاشمی قرار گرفت. اما با بازشماری بخشی از از آراء و فاش شدن تخلفات گسترده مشارکتی ها جمع بندی نهایی آراء تهران هاشمی را در رتبه بیستم قرار می دهد!!! رفسنجانی ترک مجلسی را که به دست مشارکتی ها و به قیمت از دست رفتن آبرویش تسخیر شده بود بر حضور ترجیح می دهد و طی نامه ای به شورای نگهبان در مورخه 7/3/79 رسماً انصراف می دهد.

شارلاتانیسم مطبوعاتب برای ضربه به نظام!
اقدام فرهنگی جریان انحرافی برای ضربه زدن به نظام "شکل گیری روزنامه های زنجیره ای" بود. از خصوصیات بارز مطبوعات زنجیره ای ساختار شکنی آنها بود. روزنامه های نزدیک به حزب مشارکت جامعه، نشاط بود که بلافاصله پس از توقیف آن ها صبح امروز و توس با همان کادر سربر آورد. قلم انحرافی، تندروی، افراطی گری، ایجاد روحیه ناامیدی، توهین به مقدسات و ارکان نظام از دیگر ویژگی های این روزنامه ها بود. حملات مطبوعات نزدیک به حزب مشارکت به دین و نظام تا جایی شدت گرفت که مقام معظم رهبری طی سخنرانی های متعددی هشدارهای قاطعانه ای بدان ها دادند و از شبیخون فرهنگی در پوشش مطبوعات پرده برداشتند.  ایشان طی دوسال از شهریور 1377 تا تیر 1379 هشدارهای انقلابی خود در این زمینه را که بالغ بر 10 هشدار مستقیم و علنی می شود اعلام کردند. در واقع همین مطبوعات بودند که در زمان ترور حجاریان که سناریو ساختگی بودن آن توسط مشارکتی ها فاش شد، نوک اتهامات خود را علیه بسیج، سپاه پاسداران و همچنین شخصیت های انقلابی همچون آیت الله مصباح یزدی گرفتند. از آن جا که جریان دوم خرداد قانون اصلاح مطبوعات مصوب مجلس پنجم را محدودیتی بر سر آزادی های مدنی می دید اولین گام مجلس ششم اصلاح قانون مطبوعات بود که با ارائه طرحی اقدام به اصلاح قانون مطبوعات نمودند.

البته مشارکتی ها دوهفته پس از بازشدن درهای مجلس ششم پرده از این حرکت حزبی برداشتند از آن به مهم تریم مسئله سیاسی مشارکتی ها یاد کردند:( اکنون مهم ترین مسئله سیاسی ما که می تواند خیلی راحت برطرف شود محدودیت های بسیاری است که برای مطبوعات به وجود آمده ما در صدد هستیم در اولین قدم هایمان محدودیت های شبه قانونی، قانونی و غیر قانونی مطبوعات را برداریم. روزنامه بهار 23/3/79) البته این همه در حالی بودکه مشارکتی ها تنها 21 ساعت (7 جلسه 3 ساعته) در کمیسیون های مربوطه برای اصلاح قانون مطبوعات وقت گذاشته بودند ولی قانون مطبوعاتی که در مجلس پنجم به تصویب رسید در فاصله یازده ماه کار کارشناسی  از خرداد 78 تا فروردین 79 به تصویب رسید. طرح مشارکتی ها با توجه به حذف بندهای مهمی که از نفوذ دشمنان در مطبوعات جلوگیری، جاپای معاندین نظام را در رکن چهارم دموکراسی محکم و پیشروی حرکت براندازانه آنان را تقویت می نمود. در حالی که صدای کف و سوت بیگانگان از آن سوی آب ها به گوش می رسید رهبر معظم انقلاب با درایت و تدبیری که داشتند اقدام به صدور حکم حکومتی نمودند که در نامه ای به مجلس این توطئه براندازانه را از ریشه خشکاندند. رئیس مجلس ششم در جلسه غیر علنی مورخه 16/5/79 موضوع نامه رهبر انقلاب و حکم حکومتی ایشان را به اطلاع هیئت رئیسه و سپس به اطلاع نمایندگان مجلس رساند و سپس بر اساس اصول 57 و 11 قانون اساسی طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار خارج گردید. مشارکتی ها به سرکردگی محمدرضا خاتمی، احمد بورقانی، میردامادی، مزروعی، تاجرنیا و حقیقت جو اقدام به آبستراکسیون و از رسمیت انداختن مجلس کردند که با برخورد سرد نمایندگان روبرو شد و مجددا به مجلس باز گشتند و توطئه آن ها باهوشیاری رهبر انقلاب نقش بر آب شد.


چنگ زدن به دامان قدرت با تحصن و استعفاء!
فاز دیگر رویارویی مشارکتی ها با نظام، در مواجهه با مسئله ردصلاحیت های مجلس هفتم بود. با آغاز بررسی صلاحیت کاندیداهای هفتمین دوره انتخابات مجلس توسط هیئت های اجرایی، زمزمه هایی از رد صلاحیت عده ای از اصلاح طلبان مقیم مجلس در میان افواه و رسانه ها پیچید. قبل بررسی صلاحیت ها روزنامه های زنجیره ای، که مترصد ایجاد فضاسازی و ایجاد یک بحران دوباره در کشور بودند، در کنار افراطیون مجلس با استفاده از فرصت پیش آمده شروع به تشویش اذهان در راستای فشار به افکار عمومی و اعضای شورای نگهبان کردند؛ شاید این دسته متوجه شده بودند که اگر اوضاع به صورت طبیعی پیش برود، آنان به دلیل عدم کارآمدی و همچنین نتیجه ناخوشایند انتخابات شوراهای دوم که باپیروزی قاطع اصولگرایان همراه بود، توسط مردم حذف خواهند شد و لذا لازم بود جنجالی بیافرینند تا شاید بتوانند موج سواری تازه ای نمایند.

ابتدا محمدرضا خاتمی و تاج زاده، دو عضو شاخص حزب مشارکت، از خود واکنش تندی نشان دادند. محمدرضا خاتمی پیشاپیش شورای نگهبان و هیئت‌های نظارت را به عملکرد غیر‌قانونی و مغایر قانون اساسی متهم ساخت و خواستار برخورد رئیس‌جمهور با این عملکرد گردید(!) و در ادامه نیز بدون ارائه‌ هیچ‌گونه مستندی، هیئت‌های نظارت را متهم به عدم التزام به قانون اساسی نمود: «برخی از اعضای هیئت‌های نظارت، رسماً اعلام می‌کنند که به این قانون (قانون اساسی) ملتزم نیستند» (2/10/82)

از همین رو بود که عده ای معتقد بودند این جنجال ها ربطی به رد صلاحیت احتمالی عده ای متخلف ندارد و عده ای از افراد افراطی می خواهند برای آنکه نظام را فاقد پشتوانه مردمی معرفی نمایند، از برگزاری انتخابات (که نمود پشتیبانی مردم از نظام بود) جلوگیری کنند. از همین رو بود که دادستان کل کشور در یک پیش بینی گفت: «دشمنان می خواهند انتخابات را به بن بست بکشانند.»

هر چه زمان به جلو می رفت مدعیان اصلاحات بیشتر مطمئن می شدند که فشارهایشان کارساز نبوده و نتوانسته اند در روند قانونی بررسی صلاحیت ها خدشه ای کنند لذا تصمیم گرفتند بر فشار خود بیفزایند.

سرانجام روز 20/10/82 هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس هفتم اطلاعیه‌ای صادر نمود و ضمن اعلام پایان رسیدگی به صلاحیت کاندیداها در هیئت‌های نظارت استان‌ها، روند بررسی صلاحیت‌ها و نیز نحوه‌ اعتراض کاندیداهایی را که صلاحیت آنها رد شده یا احراز نشده بود، تشریح نمود اما افراطیون این گزارش را تاب نیاوردند و در برابر اعلام نظر هیئت‌های نظارت در مورد صلاحیت کاندیداها، موضع‌گیری تندی اتخاذ کردند. همان طور که جسته و گریخته در سخنان پیشین افراطیون هم مشاهده می شد، آنها برای مواجهه با رد صلاحیت ها هم پیش بینی هایی نموده بودند و این پیش بینی ها امروز به وقوع می پیوست و آن چیزی نبود جز تحصن.

درحالی که مجلس به فراخور وظایف مهمی که دارد بایستی در جهت حفظ آرامش و بصیرت حرکت کند، اما در جلسه علنی مجلس، سازگار نژاد (نماینده مجلس و مسئول اداره نشست متحصنین) از رئیس مجلس در صحن مجلس خواست تا او اجازه دهد به مدت یک ساعت نمایندگان جلسه را ترک کنند.(تهدید به آبستراکسیون)

این اتفاق رخ داد و دیگر نمایندگان معترض بدون توجه به نظر رئیس مجلس، صحن را ترک نمودند و با این اقدام آنها مجلس از رسمیت خارج  شد.

بدین شکل، ساعت 4 بعد از ظهر، تحصن در راهروی مجلس آغاز گردید. محمد رضا خاتمی و بهزاد نبوی سخنرانی های آتشینی را ایراد می نمودند که به صورت کاملاً اتفاقی اندکی بعد با پوشش گسترده رسانه های بیگانه نظیر بی بی سی مواجه می شد.

دیگر متحصنین هم در این زمینه فعال بودند و سعی می نمودند با سخنرانی های ضد امنیتی خود، فضا را برای آنچه فشار از پایین خوانده می شد آماده کنند؛ گرچه به نظر می رسید این بار به دلیل عدم حمایت مردم مجبور شده بودند به فشار از بالا بپردازند!

از سوی دیگر، همفکران متحصنین در قوه مجریه هم بی کار ننشسته بودند؛ مثلاً شورای تأمین استان تهران در اقدامی تشنج زا و در حالی که هیچ نشانه ای از حمایت جامعه از افراطیون مشاهده نمی شد، شروع به بررسی عوارض رد صلاحیت ها نمود. این درحالی بود که مردم، بعد از سناریوهای گوناگون اصلاح طلب ها تازه داشتند آرامش می یافتند و هیچ میلی برای ورود به بازی های سیاسی افراطیون نداشتند. تعدادی از اعضای دولت مانند معصومه ابتکار، موسوی لاری و همچنین سران ملی – مذهبی که نماینده هم نبودند در این تحصن شرکت کردند.

روشن نگاه داشتن چراغ اصلاحات با سخنان تشنج زا!
اما مهم ترین چیزی که می توانست تنور رو به خاموشی افراطیون اصلاحات را روشن نگاه دارد، ادامه اظهار نظرهای تند و التهاب و آفرین بود که پیروان تندرو مشی اصلاحات در آن تبحری ستودنی داشتند!

در همین روزها و در حالی که سخنگوی هیئت نظارت اعلام کرد برخی مسئولان، اعضای هیئت های اجرایی را تهدید کرده اند، فاطمه راکعی نماینده مشارکتی تهران در مجلس، با انتقاد از عملکرد شورای نگهبان، اعضای آن را به مناظره دعوت کرد. گویی شورای نگهبان یک حزب سیاسی است و می توان وظیفه قانونی او را با مناظره به چالش کشید.

مصطفى تاج زاده (تنها عضو همزمان مرکزیت مشارکت و مجاهدین در آن واحد) نیز از جمله عناصرى بود که مرتباً در حلقه متحصنین حضور به می یافت و آنان را دعوت به پافشارى بر مطالبات خود مى کرد. این در حالی بود که او نه نماینده مجلس بود و نه کسی از صلاحیت او سخن گفته بود، ولی در هر حال وی تندتر و پیگیرتر از بقیه به دنبال جوسازی بود.

اما  متحصنین هرگز نتوانستند جنجال را به جامعه منتقل کنند و آن را فراتر از کریدور مجلس ششم ببرند. در همایش حمایت استادان دانشگاه ها از متحصنین که در دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد تنها 70 نفر حضور داشتند که عمده شرکت کنندگان در این جلسه در زمره اعضا و منسوبین حزب مشارکت بحساب می آمدند. پس از جواب نگرفتن از تحصن، نمایندگان این بار به استعفای دسته جمعی رو آوردند. از ساعت 8 صبح روز 12/11/1382 متحصنین هریک با پوشه های زرد رنگ زیر بغل در مجلس حاضر شدند تا استعفاء خود را به هیئت رئیسه مجلس ارائه دهند. در حالی که استعفای دسته جمعی مغایر با ماده 95 آئین نامه داخلی مجلس بود که می گفت:(هرگاه تقاضای استعفای تعدادی از نمایندگان به نحوی باشد که مانع از تشکیل جلسه رسمی گردد قابل طرح در مجلس نیست.) با وجود کمتر از 4 ما به پایان عمر مجلس ششم و با توجه به تعطیلات و برنامه های دیگر مجلس این تاکتیک کاملا نمایشی بود لذا با شکست پروژه ی تحصن، روزه سیاسی و استعفاء، اصلاح طلبان تایید صلاحیت شده با چراغ سبز خاتمی تحت عنوان "ائتلاف برای ایران" وارد رقابت با اصولگرایان شدند. انتخابات در روز اول اسفند 1382 برگزار شد و نتایج همانگونه که پیش بینی ها نشان می داد به نفع آبادگران بود. غلامعلی حداد عادل در صدر فهرست تهران نشست و پس از آن احمد توکلی، امیررضا خادم، سید مهدی طباطبائی و.. قرار گرفتند. مهدی کروبی رئیس مجلس ششم نیز که آرائش به 200 هزار نرسیده بود پیش از پایان اعلام نتایج انصراف داد.

مواضع حزب مشارکت
حزب مشارکت در سالهای حضورش در قدرت افکار و نقطه نظراتی داشت که در تعاض آشکار با مبانی اسلام و انقلاب بود. کافیست تا سری به روزنامه های زنجیری آن دوران همچون توس، جامعه،آزادگان،یاس نو،شرق بزنید. مشارکتی ها در این سال ها پرچمدار مسائلی همچون فمینیسم، رابطه با آمریکا، دوستی با مردم اسرائیل و... بودند. آنان همچنین قرائت اسلامی در مورد زن را تنگ نظرانه و زن ستیزانه تلقی می کردند. پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که غرب آن را بر مبانی لیبرالیسم تنظیم نموده بود در برنامه کاندیداهای حزب مشارکت قرار داشت. سیاست خارجه از نظر مشارکتی ها بر مبنای تحولات جهانی تنظیم می شد. اقدامات آنان برای رابطه با آمریکا تا آن حد عاجزانه بود که صدتن از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی که اکثر آنان مشارکتی بودند در 28/3/80 با ارسال نامه به کنگره آمریکا می خواهند که به تحریم های این کشور علیه ایران پایان دهند که امریکا نیز در جواب اصلاح طلبان در اقدامی فوری(لایحه تمدید قانون تحریم ایران و لیبی) را به رای می گذارد و تحریم ها را برای 5 سال دیگر تمدید می کند.

انحلال حزب مشارکت
اصلاح طلبان که در انتخابات سال 84 با گزینه هایی همچون اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، مصطفی معین و مهر علیزاده به مصاف آمده بودند نتوانستند هیچ موفقیتی کسب کنند و در دور دوم انتخابات نیز در نهایت فضاحت با اینکه از جمله تخریبگران اصلی هاشمی در انتخابات مجلس ششم بودند در دور دوم با ترسیم فضای دیو ودلبر و معرفی کاندیدای خود بعنوان نماینده اعتدال و عقلانیت و کاندیدای مقابل بعنوان افراط و فاشیسم و طالبان نتوانستند به کاخ ریاست جمهوری راه یابند و بازی را به محمود احمدی نژاد که  پشتوانه مردمی داشت واگذار کردند. چرا که مردم در این سال ها به شدت نسبت به دوقطبی سازی فضا از سمت اصلاح طلبان خشمگین بودند. انتخابات سال 88 نیز مجالی شد تا مشارکت، این فرزند جریان چپ در دهه شصت با تندروی های خود پدران این جریان را نیز به قعر سراشیبی و سقوط بکشاند. بعد از وقایع سال 88 بود که بدلیل آشوب طلبی های مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و دستگیری سران این حزب، مهر ابطال بر سردر هر دو خورد و این دو منحل اعلام شدند.

 جریان تندرو مشارکت سیر انحراف را نسبت به جریان های دیگری سریع تر پیمود و حتی به جریان های انحرافی پیش از خود نیز سرعت بخشید. عدم توجه به خواست های مردم و ارجح دانستن مطالبات حزبی به مطالبات مردمی و خاستگاه تئوریک آن ها از محافلی که در تعارض با اسلام و انقلاب بود باعث شد تا با رقم زدن فتنه 88 و ادعای تقلب نشاندن بر پیشانی نظام، هم خودشان و هم جریان سازمان مجاهدین انقلاب، کارگزران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز و بزرگانشان همچون میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، شیخ یوسف صانعی و... را به سراشیبی سقوط بکشانند.

 

 

 

 

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




بسته های ویژه
کیست هیداتید/ انگل های سگی میزبان توت فرنگی ها
خون دماغ‌های بی‌دلیل نشانه‌ چیست؟
دیابت چگونه بر چشم‌ها اثر می‌گذارد؟
152هزار مجرد قطعی در کشور/ پیامدهای تجرد قطعی در سطح فرد، خانواده و جامعه
سریعترین خودروی جهان + تصاویر
یادداشت دانشجوی دانشگاه رازی درباره اکران «حرام‌زاده‌های بی‌شرف»؛
نگاهی به سریال «کیمیا» ساخته جواد افشار
ماجرای فیتیله ای که پایین کشیده شد
سرانه 200تومانی جوانان از بودجه سالانه!
سربازی آقازاده‌ها با طعم پارتی‌بازی!
جملات فرهنگی ! چند دقیقه تأمل
چرا زنان ایرانی به خودشون نمیرسند؟
دولت کرکره گزارش را پایین کشید!
الزامات اخلاقی دانشجویی
نشست هم اندیشی ویژه استادان دانشگاه برگزار گردید
نگاهي به چند فيلم جشنواره فجر امسال
مدگرایی از منظر اسلام
كتابي با عنوان كتاب "آقازاده عزيز"
شبکه‌های اجتماعی؛ و اهمیتی به اندازه انقلاب اسلامی
خانم ها حتما بخوانند؛ این چادر دستم بگرفت و پا به پا برد
اندر احوالات گوشي موبايل...
کارتون‌های دیروز و امروز در سایه فراماسونری
سبك زندگي ایده آل در کتاب «لاف عشق»
درباره جلد بیست و چهارم مجموعه یادگاران؛ کتاب شهید غلامعلی رجبی
سربازی آقازاده‌ها با طعم پارتی‌بازی!
مد اسلامی ـ ایرانی همراه با خلاقیت اما بدون حامی
سبک زندگی در بیان امام حسین علیه السلام
توصيه آيت الله بهجت درباره فوايد زيارت عاشورا
«من زنده‌ام» کتابی که هر کسی یک بار باید آن را بخواند
رشد باکتری های ضد اجتماعی در خوابگاه های کشور
طراحی لباس اسلامی، پروژه‌ی فرهنگی یا اقتصادی؟!
مبارزه با انحرافات اخلاقی با ازدواج آسان
هشت سنت غلط ازدواج از نگاه رهبر انقلاب
مهم ترین روش تهذیب نفس دانشجو
در ابتدای انقلاب مسئولین می‌گفتند چرا بودجه کشور را در اختیار این جوانان بی تجربه قرار دهیم؟
فیلم: گزارش bbc از خشونت جنسی در اروپا
«شهوت پنهان» یکی از دلایل ریزش‌ها در امت اسلامی
ماجرای تشرف محمد بن عیسی بحرینی و گرویدن حاکم بحرین به مذهب شیعه
پهپادهای ایرانی چگونه بلای جان ناوهای آمریکایی شدند؟ + فیلم
واکنش گسترده کم سوادها در شبکه های اجتماعی
به جای اسباب بازی، به فرزندانمان خواهر و برادر هدیه بدهیم
شخصیتی که شریعتی درباره او گفت: من هرچه دارم از شما دارم
مسیح علی نژاد : "من و تو" نماینده افکار عمومی داخل ایران نیست/ منابع مالی این شبکه مشکوک است+ تصاویر
احکام نگاه وپزشکی
فیلم/ از پونز چسباندن به پیشانی دختران بدحجاب تا انکار امام زمان(عج) و قرآن
مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران
انجمن اسلامی دانشجویان برگزار میکند:
اکران فیلم دربند در سینما بهمن
قصه طولانی رفع فیلتر فیسبوک در دولت یازدهم
کرسی آزاد اندیشی با موضوع تفکیک جنسیتی در دانشگاهها، دوشنبه 11/9/92
جدیدترین قیمت‌ تبلت در بازار +جدول
جزئیات آزمون دکتری ۹۳/ از ضرایب دروس تا اعلام نتایج
پول هایی که برای تغییر سبک زندگی در ایران خرج می‌شود
برگزاری مسابقه کتابخوانی "باکاروان آفتاب"
بیماری نادر در حیوانات + تصاویر